اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱
ساعت ۷٫۲۰ دقیقه صبحه و من حداکثر باید بیست دقیقه دیگه برم بیرون که برسم به کارم !
دیروز کشف کردم کیبورد فارسی گوشی جدیدم حرف ژ رو تو خودش نداره !!!! ولی تو دیکشنریش داره ! و وقتی حرف ر رو مثلا تایپ می کنیم تو حروف پیشنهادیش حروف ر ز ژ! د رو می ده ! و ا زاون طریق می تونیم ژ تایپ کنیم ! لازم به ذکره که کیبورد عربی نیست و کاملا فارسیه چون حروف گ چ و پ موجوده ولی ژ نیست !
یه کشف دیگه هم کردم که من خیلی آدم کتاب خونیم اگه کتاب آدمیزادی بهم معرفی بشه دیروز رفتم یه کتاب خریدم ، از کتاب فروشی نزدیک محل کار فک کن من رفتم کتاب خریدم و عجیب اون کتابه هم منو گرفت ! و فعلا با توجه به نبود اینترنت در محل کار بهترین کار همانا کتاب خوندن است ! و کشف بعدیم این بوده که اصولا چیزای واقع گرایانه دوست دارم و تقریبا هر کتابی که خوشم اومده و خوندم داستان زندگی واقعی یه نفر یا افرادی بودی یا اونقدر تخیلی نبوده که بخوایم بگیم واقعی نیست دقیقا تو بازی و فیلمم همین سلیقه رو دارم و جذب فیلم ها و بازی های واقع گرایانه می شم بیشتر !
همین چهار خط نوشتن ده دقیقه طول کشید ، اینترنت گوشیمم درست نشده و من بی طاقت بازم زنگ زدم پشتیبانی ایرانسل که بعد دو سه دقیقه داستان گویی مجدد یه خانم شدیدا خوش برخورد گوشی رو برداشت و گفت همچنان تامل بفرماییم دیروز این مشکل برای خیلی ها پیش اومده ! البته من همچنان فکر می کنم این مشکل هر روز برای خیلی ها پیش می آد ، فکر کنم شیفت جدید بود اینقد حوصله داشت و هنوز به اعصاب خوردی وسط روز نرسیده بود ، پشتیبانی تلفنی مخصوصا تو ادارات اینچنینی یکی از وحشت ناک ترین کارهای روی زمینه باشد که اینترنتمان درست شود و نفرینمون رو کمتر کنیم ! با تشکر از خانم پشتیبانی که با حوصله جواب دادن و باعث نشدن روح و روان ما قاطی کنه باز بریم دیگه سر کار دیر شد !
Posted in تایپ نوشته | No Comments »
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۹۱
یکی از چیزایی که خیلی دوست داشتم تست بزنم ، سیستم عامل آندروید بوده از اونجایی که دیوایس آندرویدی نداشتیم رو کامپیوتر نصبش کرده بودیم و گاهی یه انگولکیش می کردیم ولی لمس مستقیم صفحه کجا ، موس به عنوان انگشت استفاده کردن کجا ! تقریبا یه سال و نیم پیش بود که کرم خرید گوشی افتاد تو جونم که یکی از اهالی فن بهم گفت دست نگه دار بذار cpu های هزار برای موبایل ها باب بشه بعدا بگیر ، این دست نگه داشتنه تا همین دیروز ادامه پیدا کرد ، هر بارم قصد می کردم بخرم یکی پشیمونم می کرد یا خودم پشیمون می شدم اینبار نمی دونم رو چه حسابی پشیمون نشدم و رفتم حقوق یک ماه و نیمم رو دادم پای یه گوشی آندرویدی با قابلیت ارتقا به اندروید چهار و cpu هزار !
خریدی که سه روز طول کشید و خودش خاطره ای شد ! روز اول قصد کردم برم یکی از مدل های گوشیم رو یه لول پایین تر بخرم ولی یه رنگ خاصش رو می خواستم که نبود یعنی با گارانتیش نبود ! رو همین حساب یه مدل رفتیم بالا تر که یه سی تومنم گرون تر بود ولی اون رنگی بود که من می خواستم روز اول که نخریدم به خاطر همون بحث رنگ ، روز دوم جای علائدین و بازار موبایل از اونجایی که قیمت دستم بود رفتم پاساژ ایرانیان واقع در میدان ولیعصر !!!! که نزدیکم بود از همه مغازه ها قیمت گرفتم تو همین قیمت گرفتن توجهم به جعبه های باز گوشی ها جلب شد که خیلی جدی نگرفتم ! یکی قیمت خوب گفت نسبتا رفتم تو مغازش ازش پرسیدم چرا این جعبه ها بازه برچسبشون ، یارو هم نه برداشت و نه گذاشت گفت این چسبا رو خودمون می زنیم !!!!! منم نه برداشتم نه گذاشتم گفتم خوب چرا وقتی با کاتر چسب رو می برین چسبش می زنین ! یارو خنید و منم رفتم بیرون ! رفتم رو گزینه دوم اوکی کردم با یارو گفتم گوشی بده دیدم از پشت ویترین در اورده می گه سیم کارت بده گفتم پشت ویترین آقا می بینی من اینقد حساسم بعد از پشت ویترین گوشی می دی ! یارو هم گفت اینا رو ما دست مشتری نمی دیم و این چرت و پرتا گفتم برو بابا رفتم بیرون این روزم اینجوری شد که گوشی نخریدم !
روز سوم پاساژ علائدین الکی شلوغ با شونصد تا مغازه همه مغازه ها از دم برچسب گارانتیشون باز بود ، منم دیدم اینجوری اصلا خیلی اونجا وقتم رو تلف نکردم به سمت بازار موبایل ره سپار شدم طبقه پایین ، (بالا همشون نمایندگی و مغازه های بزرگ و دزدن :) مغازه اول قیمت گرفتم در مورد جعبه هم تاییده گرفتم بسته بود گفتم برنامه بازی هم نمی خوام قیمت بالا داد ، اون مغازه رو نشونه کردم یه دور کامل زدم اونجا از همه قیمت گرفتم بعد رفتم از مغازه های رو به رو اونجا در حال قیمت گرفتن و دور زدن بودم که فروشنده مغازه اولی که قیمت رو خیلی بالا گفته بود بهم گفت جعبه بسته پیدا نکردی گفتم چرا هست ، گفت چند گفتم فلان ! گفت بیا من هزار تومن پایین تر از اون قیمت بهت می دم :) گفتم بزار دورم رو بزنم شاید یکی حال کرد مجانی داد ! دورم رو زدم یکی پنج هزار تومن پایین تر از پایین ترین قیمتی که من داشتم قیمت داد ولی خودش گوشی رو نداشت و گفت برام می گیره از کسی و اصولا تجربه ثابت کرده کسی که جنسی رو نداره و می گه از کسی می گیرم تو قیمت دادن ، گه اضافی خورده و بعدا دبه می کنه واسه همین بی خیالش شدم و بعد از اینکه دورم تموم شد برگشتم پیش همون اولین مغازه و هزار تومن پایین تر از پایین ترین قیمتی که داشتم گوشی رو خریدم :)
از نظر من گوشی بالاتر از یه قیمتی تو ایران ارزش نداره ، مثلا گوشی یه میلیونی تو ایران ارزش یه میلون نداره و گرنه انتخاب های بیشتری بود ولی من نمی خواستم بیشتر از یه مقداری هزینه کنم ! فعلا راضیم در هر صورت خدا بخواد تا پنج سال آینده حداقل احتمالا گوشیم همین خواهد بود !
Posted in تایپ نوشته | ۴ Comments »
فروردین ۹م, ۱۳۹۱
دیشب یه استرس الکی داشتم که ، نمی دونم ، چرا داشتم ! و اصلا خوابم نمی برد دیگه زور چپونی ساعت یک اینا خودمو انداختم تو رختخواب گفتم هی اینور اون ور می شم بالاخره که می خوابم ، یه نیم ساعت بعدش یکم گیج شده بودم ولی هنوز هوشیار بودم دیدم یه صداهایی می آد اول فکر کردم صدای هارده سروره عزیزه بعد که بیشتر دقیق شدم دیدم اون صدا از سمت سرور نمی آد چشم رو باز کردم کورمال کورمال سمت صدا رو نگا کردم دیدم یه چیز سیاه گنده بقل کیفمه ! که پنداری فهمید نگاش کردم در رفت ، بله سوسک بودن تو اتاق ما کلا خواب از سرم پرید ، تو تاریکی رفتم سمت درکه چراغ رو روشن کن ، روشن کردم چشمم به جمال جناب سوسک گنده روشن شده انصافا خیلی وقت بود سوسک به این گندگی و عظمت ندیده بودم …
خلاصه رفتم بیرون اتاق دنبال اسپری حشره کش اینا ولی پیدا نکردم رفتم کفشمو اودم دیدم بد جا جناب سوسک ! دوباره اومدم بیرون دنبال اسپری پیدا کردم ولی جناب سوسک تشریف نداشتن البته همچنان صداشون می اومد مقداری نسبتا زیاد اسپری داخل اتاق اسپری نموده مخصوصا جاهایی که قبلا ایشون رویت شده بودن موبایل خودمان را برداشته و از اتاق خارج شدیم به سمت مبل وسط حال و اونجا گفتیم بخوابیم کمی ! موبایلم هم گذاشتم بقل دستم ، دوباره داشتیم گیج می شدیم که دیدم یه چیزی بقلم تکون خورد شدیدا وحشت کرده و بقل رو نگاه کرده دیدیم مخابرات محترم ساعت ۲ و ده دقیقه بامداد به من اس ام اس داده که مهلت ۱۵۰ اس ام اس رایگان شما تموم شده ! ای تو روحت آخه ساعت دو شب ! اونم وقتی من سوسک دیدم و توهم سوسک دارم !
خلاصه باز داشتیم گرم می شدیم مادرمون اومد گفت اونجا اذیت می شی برو رو زمین بخواب منم پاشدم رفتم این مبل تختخواب شومون رو باز کردم رو اون خوابیدم !
صبح رفتم تو اتاقم اثری از جنازه سوسک محترم نبود امیدوارم به دیار باقی شتافته باشن ! همون پشت مشتا من صبح رفتم تو اتاقم داشتم خفه می شدم از بو حشره کش یعنی اون اگه نمرده باشه خیلیه !
Posted in تایپ نوشته | No Comments »
فروردین ۶م, ۱۳۹۱
سلام
بالاخره اینجا هم درست کردم حالا حداقل می بینم چی تایپ می کنم : ) من هرز چندگاهی این سیستم آنتی اسپمر نظرات رو یه نگاهی می کنم که کسی رو اشتباهی نفرستاده باشه اون تو نمی دونم این سیستم چرا همه کامنت های ستاره خانم رو به عنوان اسپم شناخته ، همینجا از شما رسما عذر خواهی می کنم اگه می دید نظراتتون تایید نمی شده به خاطر این سیستمه بوده ، البته کلا دو تا نظر از شما اون تو بودممکنه یه سریشم پاک کرده باشه چون سیستم دیفالتش اینجوری بود که نظزات رو یه ماهی نگه داره بعدا پاک کنه ، خلاصه ببخشید …
از کل عید من آجیلاشو خیلی دوست دارم ، معمولا اونقد می خورم که دل درد بگیرم این چه وضعشه آخه …
همین دیگه اولش فک کردم نوشتنم می آد ولی نیومد : (
Posted in تایپ نوشته | ۲ Comments »
فروردین ۳م, ۱۳۹۱
سلام
من هنوز اینجا رو درست نکردم و هنوز نمی بینم چی می نویسم !
اومدم بگم ما نفهمیدیم که سه بار همدیگه رو ماچ می کنن یا دوبار این اختلاف بزرگ باعث می شه جاهایی ما ضایع بشیم آی بدم می آد از این سنت ماچ بازی !
نکته دوم خواهرم شما نمی خوای دست بدی مرض داری دستت رو می آری جلو بعد تا من بیام باهاتون دست بدم یهو یادت می افته ما نامحرمیم خودتو جمع می کنی و با عث ضایگی ما می شی !
همین تا من اینجا رو دست کنم حداقل ببینم چی نوشتم !
Posted in تایپ نوشته | ۲ Comments »